تبليغاتX
تو چی میگی؟؟؟
چرت و پرت
Baby 009.jpg

کوچولوی ناز نازییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

Baby 013.jpg

 

 

Baby 011.jpg

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 14:19  توسط سارا   | 

1.jpg

Untitled - 10.jpg

 

Untitled - 11.jpg

 

Untitled - 12.jpg

 

Untitled - 13.jpg

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 13:57  توسط سارا   | 


دختري هستم 70 ساله با مدرك ليسانس از كلانتر محله

 كبري خانم در زمينه :

شناسايي خانمهاي ساده لوح و

زود باور ، معتقد به فال قهوه و رمل و اسطرلاب با

 درآمدمكفي حاصل از اين مدرك .

 بسيار جذاب و خوشگل و خوش سليقه

 اهل تفريح و ورزش مخصوصا" اسكيت!

كم توقع ، كم خرج ، بسيار احساساتي و زود رنج .

عاشق مسافرت هاي خارجه در فصول مختلف سال .

خواهان ازدواج با مردي نهايتا"( 25 )ساله ميباشم كه

حداقل امكانات رفاهي اعم از ويلاي شيك در شمال كشور

 ماشين بنز يا بي ام و

 داراي شغل آبرومند در بازار

 ترجيحا" عمده فروشي «شغل خاصي مد نظرم نيست»

 داراي چهرهايي زيبا و صدايي قابل تحمل ،

 لازم نيست از خوانندگان باشد.

از آنجايي كه من كم توقع ميباشم تعداد كثيري داراي

 شرايط ذكر شده ميباشند لذا الويت با افرادي ميباشد

 كه زود تر با محل زندگي من مكاتبه نمايند .

آدرس : بيمارستان رواني – اتاق 512-تخت شماره 5- دوشيزه ملوك قرتي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 12:25  توسط سارا   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 12:15  توسط سارا   | 

جلسه ی خواستگاري...

بعد از نيم ساعت سكوت


مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟


خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟


...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه


خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟


..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد

 از مشروب سيگار مي چسبه


خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟


مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته !

 ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره


خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟


...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن


خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟


...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه

 كمي بازداشتش كردن


خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟


...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد


خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟


! نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت

 همراهتون داشته باشين

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 11:58  توسط سارا   | 

سلام

اينم بيچاره طلفکيا پسرا

ما که نفهميديم بالابالاخره اين پدر و مادرا از ما چي ميخوان؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 _شش سال اوّل زندگي:    

 گريه نکن   

     
دست تو دماغت نکن
مامانت رو اذيّت نکن
روي ديوار نقاشي نکن
انگشتت رو تو پريز برق نکن
دمپايي بابا رو پات نکن
به خورشيد نگاه نکن
شبها تو جات جيش نکن
تو کمد مامان فضولي نکن
با اون پسر بي‌تربيته بازي نکن
اسباب‌بازي‌ها رو تو دهنت نکن
زير دامن شمسي خانوم رو نگاه نکن
دماغت رو تو لوله جاروبرقي نکن

 

  _۲دوره ي دبستان:

موقع رفتن به مدرسه دير نکن


پات رو تو جاميزي نکن
ورقهاي دفترت رو پاره نکن
مدادت رو تو دهنت نکن
به دخترهاي مدرسه بغلي نگاه نکن
حياط مدرسه رو کثيف نکن
دست تو کيف بغل دستيت نکن
تخته‌سياه رو خط‌خطي نکن
گچ رو پرت نکن

تو راهرو سرو صدا نکن
تو کلاس پچ‌پچ نکن
• ATARI
بازي نکن

 

_۳دوره راهنمايي:
ترقّه بازي نکن

• SEGA بازي نکن

جاهاي بدبد فيلمها رو نگاه نکن
موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
تو کوچه فوتبال بازي نکن
دست تو جيبت نکن
با مامانت کل‌کل نکن
تو کلاس صحبت نکن
بعد از ظهر سروصدا نکن
با دختر شمسي خانوم منچ بازي نکن
اتاقت رو شلوغ نکن
روي ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
عکس لختي تماشا نکن
با بچّه‌هاي بي‌ادب رفت و آمد نکن
جرّ و بحث نکن

 

_4 دوره ي دبيرستان:
با کامپيوتر بازي نکن
تقلّب نکن


با دوستات موتورسواري نکن
عصرها دير نکن
با دختر شمسي خانوم صحبت نکن
با بابات دعوا نکن
تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن 
تو خيابون دنبال دخترها نکن
مردم‌آزاري نکن
نصف شب سرو صدا نکن
فيلم بد نگاه نکن
وقتت رو با مجله تلف نکن
چشم‌چروني نکن

 

_۵ دوره ي دانشگاه:
رشته‌اي رو که دوست داري انتخاب نکن
۲۴ ساعته چت نکن
سر کلاس درس غيبت نکن
با دختر شمسي‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
خيابون‌ها رو متر نکن
تو سياست دخالت نکن
با دخترهاي مردم هر کاري دلت خواست نکن
شب براي شام دير نکن
با مأمور پليس کل‌کل نکن
چراغ قرمز رو عشقي رد نکن
موبايلت رو Reject نکن
استادت رو اُسکل نکن
حذف پزشکي نکن
آستين کوتاه تنت نکن
همه رو دودره نکن

_۶دوره ي سربازي:
موهات رو بلند نکن
روت رو زياد نکن
از اوامر سرپيچي نکن
فرار نکن
با اسلحه شوخي نکن
غيبت نکن
به آينده فکر نکن
درگيري ايجاد نکن
به فرمانده بي‌احترامي نکن
غير از خدمت به هيچ چيز ديگري فکر نکن
با رئيس عقيدتي جرّ و بحث نکن
اعتراض نکن
با دختر شمسي خانوم نامه‌نگاري نکن
از تلف شدن وقتت ناله نکن
از آشپزخونه دزدي نکن

 

 

_7 دوره ي شوهر بودن:
با زنت شوخي نکن
زنت رو با دختر شمسي خانوم مقايسه نکن
به زنت خيانت نکن
با دوستانت الواتي نکن 
• تو Orkut خودت رو Single معرفي نکن

به زنهاي ديگه نگاه نکن
موبايلت رو قايم نکن
از عکسهاي قبل از ازدواجت نگهداري نکن
پولت رو خرج دوستات نکن
رفتار دوران مجرّدي رو تکرار نکن
غير از زندگي مشترک به هيچ چيز فکر نکن
ريسک نکن
بدون اجازهء زنت هيچ کاري نکن


 - 8
دوره ي پدر بودن:
بچّه رو تنبيه نکن
به بچّه بي‌توجّهي نکن
بچّه‌ت رو با بچّه‌هاي ديگه مقايسه نکن
به بچّه توهين نکن
بچّه رو از بازي منع نکن
بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسي خانوم تشويق نکن
با بچّه کل‌کل نکن
بچّه رو محدود نکن
بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
به مادر بچّه بي‌توجّهي نکن
بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
آزادي بچّه رو محدود نکن
به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
از خواستهاي بچّه چشم‌پوشي نکن

 


۹- دوره ي پيري:
براي بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
نوه‌هات رو لوس نکن
با پيرزن‌هاي ديگه معاشرت نکن
به خاطراتت فکر نکن
پولت رو خرج نکن
هوس جووني نکن
غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
با زنت بي‌وفايي نکن
از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتي نکن
لباس شاد تنت نکن
به بيوه شدن دختر شمسي خانوم توجّه نکن
تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
از گذشته ناله نکن
به هر کي رسيدي، نصيحت نکن
به آينده فکر نکن

 

_۱۰ دوره ي پس از مرگ !
 حالا ديگه دورهء نکن تموم شد

! حالا هر کاري دلت مي‌خواد بکن...
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن

 

حالا تو چی میگییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟

ها...!۱!!۱

 

 


 

 

                                                                        




 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 12:23  توسط سارا   | 

سلام.

من میگم هوا خوبه.

آدما بدن.

من میگم تو آزادی!

تو جنبه نداری.

من میگم دوست دارم

تو لیاقت نداری!

من میگم بمون

کار خودتو میکنی!

حالا میگم برو گمشو دیگه نمیخوام ببینمت!!!

تو چی میگی....؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:38  توسط سارا   |